دومین جشن تولد 2 سالگی باران خانوووووم





قربون قد و بالات برم خونمون با تو پر از حرفهای قشنگه
پر از دوست دایم پر از عاشبتم
مهربونم محبتت رو اصلا دریغ نمیکنی
تولدت مبارک شیرینم
جمعه هم از راه رسید و تو خوشحال از تولد و بادکنک و زنبورهای در و دیوار به استقبال مهمونها میرفتی و صدای ویییییزززززززززز در میووردی که خیییلی قیافت دیدنی میشد
کم کم دوستات کامل شدن و تو خوشحال مشغول بازی باهاشون بودی البته به جز رهام که نتونست بیاد در کل شب خوبی بود و از سال پیش خییییلی بیشتر بهمون خوش گذشت چون تو خیییلی خوشحال بودی
با اینکه دیر وقت شد و خسته شده بودی ولی بازم تا لحظه اخر کم نیاوردی و با اخرین مهمونها که دایی احمد اینا و خاله سحر اینا بودن مشغول بادکنک بازی بودی و یک لحظه از پا ننشستی ههههههههه
دخترم بعد از رفتن مهمونها چون خیییلی خسته بودی یه دوش فوری گرفتی که بتونی بخوابی و لالا کردی و من و بابا مشغول مرتب کردن خونه شدیم دقیقا در اخرین لحظات در قندون افتاد شکست ریز ریز پخش شد تو خونه :( و ما یاد پارسال افتادیم که دقیقا اخر تولد تو تمیز کاری گلدون افتاد شکست و دوباره جارو زدیم هههههه اشکال نداره فدااااای سرت و دوباره جارو زدیم
امشب یه مهمون افتخاری داشتیم که خیییییلی از اومدنشون خوشحال شدم اونم رادین کوچولوی 42 روزه بود
ممنون از تک تک مهمونهای مهربونمون که به باران لطف داشتن و اومدن مرررررسی
میریم تا چند تا عکس برای یادگاری داشته باشیم
ادامه مطلب لطفا
ژستات منو کشته عسلم


قربون شیر خوردنت برم

باران و دختر خاله و پسر خاله



عکسات فینگیلی شدن چون خودم رو حذف کردم عزیزم



شیرینم تولد زنبوریت مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


دومین جشن تولد 2 سالگی باران خانوووووم
